پیام خوزستان - تعادل /شهریور برای سالها با بوی دفتر نو، مدادهای تراشخورده، مدادرنگیهای رنگارنگ و رفتوآمد خانوادهها در بازار لوازمالتحریر شناخته میشد؛ ماهی که فروشندگان نوشتافزار انتظار داشتند بخش قابل توجهی از فروش سالانه خود را تجربه کنند و خانوادهها نیز، حتی اگر با فشار اقتصادی مواجه بودند، تلاش میکردند دستکم بخشی از لوازم مورد نیاز فرزندانشان را برای آغاز سال تحصیلی تهیه کنند.
دفتر و مداد هم از سبد خرید خانوادهها حذف میشوند
شهریور برای سالها با بوی دفتر نو، مدادهای تراشخورده، مدادرنگیهای رنگارنگ و رفتوآمد خانوادهها در بازار لوازمالتحریر شناخته میشد؛ ماهی که فروشندگان نوشتافزار انتظار داشتند بخش قابل توجهی از فروش سالانه خود را تجربه کنند و خانوادهها نیز، حتی اگر با فشار اقتصادی مواجه بودند، تلاش میکردند دستکم بخشی از لوازم مورد نیاز فرزندانشان را برای آغاز سال تحصیلی تهیه کنند.
اما شهریور امسال حالوهوای متفاوتی دارد. بازار لوازمالتحریر، بهجای آنکه یکی از پررونقترین بازارهای فصلی باشد، با کاهش قدرت خرید، احتیاط مصرفکنندگان و به تعویق افتادن خریدها مواجه است. قیمت برخی اقلام نوشتافزار نسبت به سال گذشته ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و گزارشهای میدانی از آن حکایت دارد که خانوادهها خریدهای خود را به حداقل رساندهاند.
در چنین شرایطی، پرسش دیگر فقط این نیست که «لوازمالتحریر چقدر گران شده است؟» پرسش مهمتر این است که چند خانواده دیگر توان خرید کامل لوازم مدرسه فرزندشان را دارند؟
شهریور بدون رونق همیشگی
بازار لوازمالتحریر بازاری فصلی است و معمولاً از اواخر مرداد و بهویژه نیمه شهریور وارد دوره رونق میشود. در سالهای گذشته خانوادهها در همین روزها فهرست خرید مدرسه را در دست میگرفتند و برای تهیه دفتر، مداد، خودکار، پاککن، تراش، مدادرنگی، کیف و سایر ملزومات راهی بازار میشدند. رییس اتحادیه صنف فروشندگان نوشتافزار تهران نیز پیشتر گفته بود اوج فروش این بازار معمولاً از حدود ۱۵ شهریور تا مهرماه است. امسال اما بسیاری از فروشندگان با پدیدهای متفاوت مواجه شدهاند: مشتری وجود دارد، اما قدرت خرید وجود ندارد.
خانوادهها وارد مغازه میشوند، قیمت میپرسند، چند قلم کالا را از نزدیک بررسی میکنند و در نهایت یا خرید را به تعویق میاندازند یا تنها ضروریترین اقلام را برمیدارند. به این ترتیب، بازار با وجود قرار داشتن در فصل اوج تقاضا، با کاهش حجم خرید مواجه شده است.
گزارشهای اخیر از بازار نیز این وضعیت را تأیید میکند. در یک نمونه، قیمت دفتر ۶۰ برگ که سال گذشته ۱۸۰ هزار تومان بوده، برای همان برند به حدود ۳۶۰ هزار تومان رسیده است. دفتر ۲۰۰ برگ نیز در نمونهای دیگر از حدود ۵۰۰ هزار تومان به یک میلیون تومان افزایش قیمت داشته است.
این افزایش قیمت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم دفتر و مداد تنها بخشی از هزینههای شروع سال تحصیلی هستند. خانواده باید هزینه کیف، کفش، لباس فرم، کتاب، لوازم هنری، سرویس مدرسه و در برخی موارد شهریه و سایر هزینههای آموزشی را نیز پرداخت کند.
سبد مدرسه کوچکتر شده است
در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند میان نیازهای مختلف فرزندان خود اولویتبندی کنند. یک خانواده ممکن است به جای خرید چند دفتر با طرح و کیفیت بهتر، به ارزانترین دفتر موجود بسنده کند. خانوادهای دیگر ممکن است مداد، خودکار و پاککن سال گذشته را نگه دارد و فقط اقلام کاملاً ضروری را خریداری کند. حتی استفاده مجدد از کیف، جامدادی و برخی لوازم سال گذشته نیز به یک راهکار اقتصادی تبدیل شده است.
این تغییر رفتار مصرفی فقط به معنای کاهش فروش یک دفتر یا یک بسته مداد نیست؛ بلکه نشانهای از کوچکشدن سبد مصرف خانوار است. خانوادهای که پیشتر امکان خرید یکجای لوازم مورد نیاز فرزندش را داشت، اکنون ممکن است خرید را به چند مرحله تقسیم کند یا هر بار تنها یک یا دو قلم ضروری را تهیه کند.
روایت یک فروشنده از بازار تهران
امیر فروشنده لوازمالتحریر در بازار تهران در این باره به تعادل میگوید: سالهای قبل از نیمه شهریور مغازه شلوغ میشد. خانوادهها فهرست مدرسه را دست بچهها میدادند و تقریباً هر چیزی که لازم داشتند، یکجا میخریدند. امسال خیلی از مشتریها اول قیمت میپرسند و بعد میگویند فعلاً فقط دو دفتر و یک مداد میخواهیم.
او میافزاید: مساله فقط گرانشدن یک یا دو کالا نیست؛ مجموع هزینهها باعث شده خانوادهها از خریدهای غیرضروری صرفنظر کنند. بعضی خانوادهها حتی وقتی بچه یک دفتر خاص را میخواهد، میگویند همان مدل ارزانتر را بده. بعضیها هم میگویند فعلاً چند قلم ضروری را میبریم و بقیه را بعداً میخریم.
امیر درباره وضعیت بازار اضافه میکند: شهریور همیشه برای ما ماه شلوغی بود. حتی اگر مردم قدرت خرید زیادی نداشتند، بالاخره برای شروع مدرسه خرید میکردند. امسال خیلیها هنوز تصمیم نگرفتهاند چه مقدار خرید کنند.
وقتی مدرسه مجازی شد، دفتر هم بیمصرف ماند
یکی از عوامل مهم دیگری که بر بازار لوازمالتحریر تأثیر گذاشته، تجربه آموزش مجازی و غیرحضوری در سالهای اخیر است. در دورهای که دانشآموزان بخش قابل توجهی از آموزش را از خانه دنبال میکردند، میزان مصرف بسیاری از اقلام مدرسه کاهش یافت. دفترهای نیمهتمام، مدادها، خودکارها، مدادرنگیها و حتی برخی لوازم خریداریشده در سال قبل در خانه باقی ماندند. اکنون خانوادهای که بخشی از لوازم تحصیلی سال گذشته را هنوز در اختیار دارد، انگیزه کمتری برای خرید مجدد دارد.این موضوع از نگاه اقتصادی کاملاً قابل درک است. وقتی والدین با افزایش هزینه مواد غذایی، مسکن، حملونقل، درمان و سایر نیازهای روزمره مواجهاند، خرید کالایی که هنوز در خانه موجود است، در اولویت قرار نمیگیرد. از سوی دیگر، تجربه غیرحضوریشدن مدارس یک پیام مهم دیگر نیز برای خانوادهها ایجاد کرده است: چرا باید همه لوازم را از ابتدای شهریور تهیه کنیم، وقتی احتمال تغییر شیوه آموزش یا کاهش نیاز به برخی اقلام وجود دارد؟
گرانی، خرید را از «نیاز» به «انتخاب» تبدیل کرده است
برای بسیاری از خانوادهها، خرید لوازمالتحریر دیگر یک خرید ساده و قطعی نیست. والدین اکنون باید تصمیم بگیرند کدام کالا ضروری است و کدام کالا را میتوان حذف کرد. گزارشهای بازار نشان میدهد افزایش قیمت نوشتافزار در کنار کاهش قدرت خرید موجب شده خانوادهها بیشتر به سمت کالاهای اقتصادی و ارزانتر حرکت کنند. حتی اگر برخی خانوادهها همچنان توان خرید داشته باشند، ترجیح میدهند پول خود را برای نیازهای اساسیتر نگه دارند.
وقتی آموزش هم قربانی فشار اقتصادی میشود
مینو مومنی، جامعه شناس نیز در تحلیل این وضعیت به تعادل میگوید: مساله لوازمالتحریر را نباید صرفاً یک موضوع صنفی یا اقتصادی دانست؛ این موضوع بخشی از تصویری بزرگتر از کاهش قدرت خرید خانوار و تغییر الگوی مصرف است. وقتی خانوادهای برای خرید دفتر و مداد نیز مجبور میشود میان چند نیاز مختلف انتخاب کند، مساله فقط گرانشدن نوشتافزار نیست؛ ما با کاهش قدرت انتخاب خانواده مواجه هستیم.
او میافزاید: در شرایط تورمی، خانوادهها ابتدا کالاهای غیرضروری را حذف میکنند، سپس سراغ کالاهای ارزانتر میروند و در مرحله بعد، حتی در کالاهای ضروری نیز میزان مصرف را کاهش میدهند. لوازمالتحریر برای دانشآموز فقط یک کالای مصرفی نیست. دفتر نو، مداد، مدادرنگی و حتی کیف مدرسه بخشی از تجربه شروع سال تحصیلی و احساس تعلق کودک به مدرسه است.
وقتی خانواده نمیتواند این نیازها را مانند گذشته تأمین کند، ممکن است کودک نیز تفاوت اقتصادی خود را با همکلاسیهایش بیشتر احساس کند.
این جامعه شناس تاکید میکند: چنین شرایطی میتواند در بلندمدت پیامدهای اجتماعی زیادی داشته باشد.
کودکی که هر سال شاهد آن است که خانوادهاش توان خرید بسیاری از کالاهای معمول مدرسه را ندارد، ممکن است احساس محرومیت، خجالت یا تفاوت با همسالان را تجربه کند.
البته این موضوع به معنای آن نیست که همه دانشآموزانی که لوازم ارزانتر دارند چنین احساسی خواهند داشت، اما از منظر جامعهشناسی، افزایش فاصله اقتصادی میان دانشآموزان میتواند به افزایش احساس نابرابری در محیط مدرسه منجر شود.
آموزش؛ کالای لوکس نیست
مومنی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار میدارد: نگرانی اصلی اینجاست که فشار اقتصادی نباید دسترسی دانشآموز به ابزارهای پایه آموزش را تحت تأثیر قرار دهد. دفتر، مداد، خودکار و سایر ابزارهای ابتدایی آموزش کالاهای لوکس نیستند. دانشآموز برای نوشتن، تمرین کردن و یادگیری به آنها نیاز دارد.
او ادامه میدهد: اما هنگامی که هزینه تهیه یک سبد متوسط لوازمالتحریر برای یک دانشآموز حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان برآورد میشود و این رقم هنوز هزینههایی مانند لباس فرم، کفش، کتاب و سرویس مدرسه را شامل نمیشود، فشار واقعی بر خانوادهها بهتر قابل درک است. برای خانوادهای که چند فرزند مدرسهای دارد، این رقم میتواند چند برابر شود.
این جامعه شناس در پایان میگوید: در چنین شرایطی، خانواده مجبور میشود بخشی از خرید را حذف کند، به خرید دستدوم یا استفاده مجدد از وسایل سال قبل روی بیاورد، کالاهای ارزانتر انتخاب کند یا خرید را به ماههای بعد موکول کند.
رکود بازار، روی دیگر فقر مصرفی خانوادهها
رکود بازار لوازمالتحریر فقط مشکل فروشنده نیست. فروشندهای که در شهریور فروش کافی ندارد، درآمد کمتری خواهد داشت؛ تولیدکنندهای که با کاهش سفارش روبرو میشود، تولید خود را کاهش میدهد؛ عمدهفروش کالاهای بیشتری در انبار نگه میدارد و چرخهای از کاهش تقاضا و کاهش فعالیت اقتصادی شکل میگیرد. در واقع، آنچه در ویترین مغازههای لوازمالتحریر دیده میشود، بخشی از وضعیت عمومی اقتصاد خانوار است.
خرید قسطی؛ نشانه یک تغییر بزرگتر
عنوان «خرید مداد و دفتر مدرسه هم قسطی شد؟» شاید در نگاه اول اغراقآمیز به نظر برسد، اما پشت این پرسش یک واقعیت مهم وجود دارد: وقتی کالاهای آموزشی پایه نیز برای بخشی از خانوادهها به هزینهای قابل توجه تبدیل میشوند، شیوه خرید آنها نیز تغییر میکند. ممکن است همه خانوادهها لوازمالتحریر را قسطی نخرند، اما رفتار اقتصادی آنها به سمت همان منطق حرکت کرده است؛ خرید کمتر، خرید مرحلهای، انتخاب ارزانترین کالا و به تعویق انداختن اقلام غیرضروری. این وضعیت نشان میدهد مساله فقط قیمت یک دفتر یا مداد نیست. مساله، کوچکشدن تدریجی سبد مصرف خانوار است.