پیام خوزستان - حجت الاسلام محمد باقر علم الهدی- کارشناس مذهبی
اسلام همواره بر حفظ اسرار مردم تاکید دارد چرا که تمرینی برای حفظ آبروی دیگران و پاسداری از رازهایی است که دیگران نزد ما به امانت میگذارند. کسی که نمیتواند رازدار خود باشد نمیتواند رازدار فرد دیگری باشد.
از طرفی فرد ناتوانی که چیزی برای از دست دادن ندارد نباید انتظار داشت اسرار مردم را حفظ کند. امام موسی بن جعفر فرمودند: «کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد اسرار خود را در اختیار او نگذارید.»
در گام اول به مردم توصیه میشود که افراد تلاش کنند اسرار خود را در اختیار هر کسی قرار ندهند. همچنین پیغمبر اکرم فرمودند: «وقتی شخصی سخنی با دیگری میگوید و میخواهد دیگران نشنوند این سخن به منزله امانتی است که به آن فرد واگذار میشود.»
علی (ع) نیز فرمودند: «هر کسی سرّی را که به او سپرده شده فاش کند در حقیقت خیانت کرده است.» در فرمایش دیگری از علی(ع) میخوانیم که «همه خیر دنیا و آخرت در دو امر جمع شده در راز داری و حفظ اسرار و دوستی با نیکان و تمام بدیها هم در دو چیز یعنی افشای سرّ و دوستی با بدان خلاصه شده است.»
پیامبر هم به ابوذر توصیه کردند که «حواست باشد جلسات خصوصی یک امانت است. و افشای سرّ برادر مومن خیانت است.»
رازداری در عرصههای متفاوت بروز مییابد. گاهی رازداری حفظ اسرار دیگران و گاهی حفظ اسرار خود انسان است. گاهی رازداری حفظ اسرار اولیای دین خدا و گاهی حفظ اسرار نظام و حکومت اسلامی است.
گاهی فرد حتی سرّ خود را نمیتواند حفظ کند و اطرافیان ممکن است خیانت کنند و به وسیله آن بعدها به او صدمه میزنند. در گام نخست باید اسرار خود را حفظ کرد. در روایت است که سرّ آدمی در بند اوست اما بعد از افشای آن او بندۀ سرّ خود میشود.امام علی میفرماید: «اگر سخن گفتن تو هم وزن نقره باشد سکوت تو هم وزن طلا است.»
در روایت دیگری امام صادق میفرمایند: «دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه کن که اگر دشمنت را به آن مقدار آگاه کردی به تو زیانی نرسد. چون ممکن است روزی دوست تو، دشمن تو شود.»
ماجرای زن جاسوس در فتح مکه
از مظاهر دیگر حفظ اسرار حفظ اسرار مربوط به نظام اسلامی است. حال میتواند اسرار نظامی، اقتصادی، علمی و یا کارگزاران آن باشد. در جریان فتح مکه زن جاسوسی بوده که به سپاه قریش اطلاعاتی میفرستاد. پیغمبر متوجه شدند و او را دستگیر کنند. در ادامه پیغمبر لشکر خود را توانست حرکت دهد و مکه را فتح کرد که اگر با کار این زن برخورد نمیشد تلفات مسلمانان زیاد میشد و فتح مکه هم امکان پذیر نبود.
امام علی میفرماید: «پیروزی در پرتو دوراندیشی و دوراندیشی در سایه برنامهریزی و درست فکر کردن و درست فکر کردن همواره با نگاه داری و رازداری میسر میشود.»
شاید افرادی دیدید که به محض اینکه خبری به دستشان میرسد بدون سنجش راست و دروغ آن آن را پخش میکنند چرا که میخواهند دیده شوند. ممکن است این خبر دروغ باشد و این خبر به میلیونها نفر برسد و در نامه اعمال وی این گناه به همین میزان نوشته میشود.
شکستن حرمت مانند ریختن خون یک فرد است
در همین راستا امام باقر فرمودند: «اظهار کردن چیزی قبل از اینکه حقیقت داشته باشد سبب فساد آن میشود.»
موضوع مهم دیگر افشای اسرار اولیای خدا و اسرار مردم است. اگر فردی در این زمینه کاری کرده باشد، حرمت مومن را شکسته است. حرمت مومن مانند خونش است. همان طور که حق ریختن خون کسی را نداریم، آبروی مومن را نیز نباید از بین ببریم.
فاش کردن راز ریشه در ضعف نفس و سستی عقاید دارد. اسرار یا تبیین کننده موفقیت انسانها است یا خبر از ناکامیها میدهد. رازداری در هر دو شرایط یک ارزش است. چرا که اگر افشای راز موفقیت باشد ممکن است موجب جلب حسادت شود و اگر از ناکامیها باشد موجب شادی دشمنان میشود.
امام صادق فرمودند: «هیچگاه امین به تو خیانت نمیکند و اگر خیانتی از کسی دیدی، آن فرد خائن بوده است.»
دلایل افشای راز ممکن است به دلیل عقده حقارت، خشم و عصبانیت باشد. آدمهای پرحرف ممکن است برای به دست گرفتن جلسات اسرار دیگران را برملا کنند. شخصی که رازهایی در سینه دارد باید مراقب حرف زدن خود باشد و پرحرفی نکند.
تهدید جامعه از مصادیق افشای راز
البته در جاهایی افشاگری لازم است. در ادبیات دینی ما تجاهر به فسق یکی از مواردی است که افشای راز مجاز است مانند فردی که تظاهر به خوردن مشروبات میکند.
پیامبر میفرمایند که «سه دسته در جامعه حرمت ندارند.شخص بدعت گذار و هواپرست، حکمران ظالم و فاسق و فاسقی که فسقش را افشا میکند.»
در مقابل استشاره نیز میتوان راز فاش کرد مانند تحقیقات میدانی که برای خواستگار انجام میشود و اگر فردی مورد مشورت بود افشاگری برای او جایز است. یا فردی را بخواهند در جایی به کار گیرند میتوان اطلاعات درست را در مورد او بازگو کرد.
در مواردی که فاش کردن راز یک حد و یک تعزیر را ثابت میکند. مثلا اگر سه نفر به یک امر منافی عفت شهادت میدهند و شما فرد چهارم باشید، افشای آن راز موردی ندارد. یا مثلاً فردی از فرد فحاشی شکایت کرده، میتوان برای اثبات حد، افشای راز کرد.
از موارد دیگر افشای راز، پیشگیری از خطر برای جامعه است. مثلاً فردی مدعی است بهترین مدیر است و شما میدانید دانش و توانمندی را ندارد، اشکال ندارد و میتوان افشا کرد. برای پیشگیری از زیان مردم باید افشاگری کرد. و حفظ جامعه مهمتر از حفظ یک نفر است.
همچنین افشای راز در رابطه با فردی است که مورد آزار قرار گرفته است. برای اینکه حق او از بین نرود و برای دادخواهی او میتوان افشاگری کرد.
همچنین در زمینه امر به معروف و نهی از منکر ممکن است فردی از منکری مطلع میشود و به تنهایی نمیتواند جلوی آن را بگیرد میتواند آن را با دیگران در میان گذاشته و کمک بگیرد.