پیام خوزستان - فرهیختگان / دربارهی نسبت ماندانا و کوروش، به نظرم نکتهی مهم دیگری هم وجود دارد. ماندانا فقط مادر یک فرمانروا نیست، او مادریست که بخش بزرگی از زندگی فرزندش را از دست داده است. در یکی از صحنهها از کوروش میپرسد نخستین کلمهات چه بود؟ اولین قدمهایت را چگونه برداشتی؟ پرسشهایی به ظاهر ساده که پشت هرکدام سالها محرومیت و حسرت پنهان شده است. او از پیروزیها و فتوحات کوروش نمیپرسد، از کودکیای میپرسد که فرصت تماشایش را نداشته.
اگر بخواهیم ماندانا را نمادی از ایران بدانیم، برای من این تعبیر از همینجا معنا پیدا میکند. سرزمینی که فرزندانش را دوست دارد، اما گاهی تاریخ، جنگ و قدرت میان او و آنها فاصله انداختهاند. سرزمینی که شاید بیش از آنکه نگران عظمت و اقتدار فرزندانش باشد، نگران جان و سرنوشت آنهاست. و شاید زیباترین وجه این رابطه همین باشد که کوروش، پیش از آنکه برای ماندانا یک پادشاه باشد، فرزند اوست. جهان ممکن است کوروش را با قدرت و پیروزیهایش بشناسد، اما ماندانا او را با تمام سالهایی میشناسد که در حسرت مادر بودن برای او گذشته است. به گمانم این نگاه، مقیاس روایت را تغییر میدهد. تاریخ معمولاً از پیروزیها، شکستها و سرنوشت فرمانروایان میگوید، اما کمتر میپرسد مادران در میانهی این اتفاقات چه چیزهایی را از دست دادهاند.