پیام خوزستان - ایسنا / در یک پژوهش جدید، مسئله کاهش مشارکت پنهان کارکنان در سازمانهای دولتی مورد توجه قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن افراد در ظاهر در شغل خود باقی میمانند، اما از پذیرش نقشهای فراتر فاصله میگیرند.
پدیدهای که در سالهای اخیر با عنوان «استعفای خاموش» شناخته میشود، به وضعیتی اشاره دارد که در آن کارکنان شغل خود را بهطور رسمی ترک نمیکنند، اما از نظر عملی تنها حداقل مسئولیتهای لازم را انجام میدهند و از پذیرش وظایف اضافی، مشارکت فعال در برنامههای کاری و همراهی فراتر از حد انتظار فاصله میگیرند. این رفتار، نوعی کنارهگیری شغلی پنهان به شمار میآید که شاید در ظاهر به اندازه استعفای رسمی پر سر و صدا نباشد، اما در عمل میتواند آثار گستردهای بر عملکرد سازمانها برجای بگذارد. کاهش انگیزه، افت یادگیری مهارتهای تازه، کمتر شدن روحیه همکاری و پایین آمدن انعطافپذیری از جمله پیامدهایی است که برای این وضعیت مطرح میشود.
اهمیت بررسی این موضوع در سازمانهای دولتی از آن جهت بیشتر است که این سازمانها با ساختارهای اداری رسمی، مقررات سختگیرانه و انتظارات بالای عمومی روبهرو هستند. در چنین فضایی، اگر کارکنان احساس نارضایتی کنند یا به هر دلیل از مشارکت کامل فاصله بگیرند، این مسئله فقط بر خود آنان اثر نمیگذارد، بلکه میتواند بر مدیران، همکاران و حتی مردم بهعنوان دریافتکنندگان خدمات عمومی نیز تأثیر بگذارد. عواملی مانند پایین بودن حقوق، نبود تعادل میان کار و زندگی، فرهنگ ناسالم محل کار، کمبود فرصت پیشرفت شغلی و اضافهبار کاری از زمینههای مهم بروز این پدیده هستند. همچنین نشانههایی مانند شرکت نکردن در جلسات، مشارکت کمتر در پروژههای گروهی، دیر آمدن یا زود رفتن و کاهش شوق کاری میتواند از جلوههای آن باشد.
در همین زمینه، مرضیه درویشزاده بروجنی، پژوهشگر گروه مدیریت دانشکده علوم اقتصادی و مدیریت دانشگاه لرستان، به همراه سه همکار دانشگاهی خود، مطالعهای را درباره طراحی یک الگوی مقابله با این نوع کنارهگیری پنهان در سازمانهای دولتی انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر شناسایی راهحلها و اولویتبندی اقداماتی که میتواند از گسترش چنین رفتاری جلوگیری کند، تلاش کرده است تصویری کاربردی و قابل استفاده برای مدیران و تصمیمگیران حوزه منابع انسانی ارائه دهد.
محققان در بخش کیفی، با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی مصاحبه انجام دادند و همزمان از منابع کتابخانهای نیز بهره گرفتند. سپس دادههای بهدستآمده با روش تحلیل مضمون بررسی شد. تحلیل مضمون روشی است که در آن پژوهشگر تلاش میکند الگوها و موضوعهای تکرارشونده در گفتهها و دادهها را پیدا و دستهبندی کند. در بخش کمی نیز از پرسشنامه و مدلسازی ساختاری استفاده شد؛ روشی که برای مشخص کردن رابطه میان عوامل مختلف و تعیین میزان اثرگذاری آنها بر یکدیگر به کار میرود.
نتایج این پژوهش نشان دادند که برای مقابله با استعفای خاموش، چند عامل نقش کلیدی و پیشران دارند. از مهمترین این عوامل میتوان به بهبود فرهنگ سازمانی، توسعه حرفهای کارکنان، شفافسازی شرح شغل، اصلاح سیاستهای سازمان و ارتقای شایستگیهای رهبری اشاره کرد. به بیان ساده، یافتهها نشان میدهند اگر کارکنان بدانند دقیقاً چه انتظاری از آنها وجود دارد، فرصت رشد شغلی داشته باشند، در محیطی سالمتر کار کنند و با مدیرانی توانمندتر روبهرو باشند، احتمال بروز رفتارهای کنارهجویانه کمتر میشود.
پژوهش همچنین نشان داد که این عوامل در یک ساختار چندسطحی به هم مرتبط هستند و برخی از آنها نسبت به بقیه، نقش بنیادیتری دارند. بر اساس یافتهها، اصلاحات راهبردی، سیستمی و ساختاری در سازمان میتواند اثرهای زنجیرهای مثبتی در دیگر بخشها ایجاد کند. در مقابل، موضوعهایی مانند رفاه کارکنان، مدیریت استرس، کاهش فرسودگی شغلی، بهبود عملکرد و حتی افزایش بهرهوری، بیشتر از سایر عوامل تأثیر میپذیرند. به همین دلیل، پژوهشگران تأکید میکنند که برای مهار این پدیده، نباید فقط به نشانههای ظاهری آن پرداخت، بلکه لازم است ریشههای مدیریتی و ساختاری نیز مورد توجه قرار گیرد.
پژوهشگران در بخش کیفی، ۱۰۳ مضمون پایه، ۳۲ مضمون سازماندهنده و ۱۴ مضمون فراگیر را شناسایی کردهاند. این مضامین در محورهایی مانند بهبود فرهنگ سازمانی، ارتقای شایستگیهای رهبری، توسعه حرفهای کارکنان و ایجاد تعادل میان کار و زندگی دستهبندی شدهاند. اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند مقابله با این پدیده نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است و یک راهحل ساده و تکبعدی برای آن وجود ندارد.
از سوی دیگر، این پژوهش بر ویژگیهای خاص سازمانهای دولتی ایران نیز تأکید کرده است. به نوشته پژوهشگران، در این سازمانها بوروکراسی پیچیده، محدودیتهای بودجهای و مقررات اداری سختگیرانه میتواند اجرای تغییرات را دشوار کند. در عین حال، یکی از نکات قابل توجه این است که امنیت شغلی بالا که معمولاً یک مزیت تلقی میشود، در برخی موارد ممکن است انگیزه پذیرش مسئولیتهای اضافی را کاهش دهد. این نکته، نوعی تناقض مهم را نشان میدهد: مزیتی که میتواند آرامش شغلی ایجاد کند، اگر با سازوکارهای انگیزشی مناسب همراه نباشد، شاید به کاهش مشارکت فعال منجر شود. به همین دلیل، پژوهش پیشنهاد میکند مدیران از ابزارهایی مانند ارزیابی عملکرد مشارکتی، آموزش مهارتهای رهبری حمایتی و اخلاقی، سیاستهای کاری منعطف و بازنگری در برخی رویههای سازمانی استفاده کنند.
این نتایج جالب توجه در «فصلنامه مطالعات منابع انسانی» منتشر شدهاند؛ نشریهای که وابسته به دانشگاه هوایی شهید ستاری و انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی ایران است. انتشار چنین پژوهشی در یک نشریه تخصصی منابع انسانی نشان میدهد که موضوع استعفای خاموش، دیگر فقط یک بحث عمومی درباره رضایت شغلی نیست، بلکه به مسئلهای مهم در مدیریت سازمانها، بهویژه در بخش دولتی، تبدیل شده است؛ مسئلهای که توجه به آن میتواند به بهبود خدمات عمومی، افزایش انگیزه کارکنان و تصمیمگیری مؤثرتر در نظام اداری کمک کند.