پیام خوزستان - ایرانیک/ افسر باتجربه و بازنشسته سیآیای در یک پادکست مفصل با اتکا بر تجربیات کاری و الگوهای مورد استفاده خود در این سازمان جاسوسی آمریکایی، یک تحلیل روانشناختی و شخصیتشناختی از رضا پهلوی ارائه کرد و او را در حد یک گوینده خبر توصیف نمود که هرگز در هیچ سناریویی نمیتواند در آینده ایران، کوچکترین نقشی داشته باشد.
جان کریاکو، افسر عملیاتی و تحلیلگر بازنشسته سیآیای که در دوران خدمت خود مسئولیت تهیه پروفایلهای روانشناختی متعددی برای رهبران جهان، ازجمله صدام حسین را برعهده داشته، توضیح میدهد که رضا پهلوی، با اتکا بر آن معیارهای حرفهای، شخصیتی فاقد هرگونه ویژگی لازم برای رهبریست.او تأکید میکند که حمایت عدهای صهیونیست ثروتمند در اسرائیل و آمریکا و سبک زندگی مرفه و به دور از فعالیتهای جدی سیاسی، هرگز رضا پهلوی را در جایگاه کسی قرار نمیدهد که بتواند رهبری جامعهای مانند جامعه ایرانی را برعهده بگیرد. کریاکو معتقد است که جامعه ایرانی از رضا پهلوی متنفر است، همانطور که از پدر او متنفر است و اگر روزی او به ایران برود «نمیتواند حد فاصل هواپیما تا فرودگاه را جان سالم به در ببرد». رضا پهلوی از هیچ ویژگی ضروری برای رهبری ایران، بهرمند نیستجان کریاکو در ابتدای گفتوگو توضیح میدهد که یکی از نخستین و مهمترین مسئولیتهایش در سیآیای، تهیه «پروفایلهای روانشناختی» از رهبران خارجی برای تشکیلات امنیتی و سیاسی آمریکا بوده است و به طور مشخص، تهیه زندگینامه و تحلیل روانشناختی طبقهبندیشده صدام حسین را برعهده داشته است این کار را با تیمی از روانپزشکان، روانشناسان و انسانشناسان متعدد، پیش برد. کریاکو سپس ادعای جالبی را مطرح کرده و میگوید از همین روش تحلیلی برای ارزیابی شخصیتهای سیاسی استفاده کرده و گزارش مشابهی را برای رضا پهلوی تألیف نموده است. او توضیح میدهد که بر اساس آن گزارش سعی میکند رضا پهلوی را از منظر ویژگیهای شخصیتی و ظرفیت رهبری معرفی کند.
او رضا پهلوی را در حد یک بازیگر رسانهای ارزیابی کرده و به یک گوینده خبری تشبیه میکند که سعی دارد جملات و نقشی را که به او تلقین کردهاند، به خوبی اجرا کند؛ اما معتقد است این باعث نمیشود که او کسی باشد که توانایی لازم برای رهبری یک کشور را در اختیار داشته باشد و تأکید میکند نباید گویندگی را با برخورداری از پایگاه سیاسی مناسب برای رهبری، اشتباه گرفت. کریاکو اصرار دارد که بهرغم ظهور و حضور مستمر رسانهای، رضا پهلوی فاقد وزن سیاسی واقعی است و تحت هیچ شرایطی نباید او را گزینهای جدی برای رهبری ایران تصور کرد.اگر رضا پهلوی به ایران بازگردد، حتی از هواپیما تا ترمینال فرودگاه جان سالم به در نخواهد بردافسر سابق سیآیای در ادامه استدلال میکند که برخلاف تصویری که برخی رسانهها و حامیان رضا پهلوی ارائه میکنند، او هیچ چشمانداز واقعبینانهای برای ایفای نقش در آینده سیاسی ایران ندارد. او میگوید رضا پهلوی در سال ۱۹۷۹ و در حدود ۲۰ سالگی ایران را ترک کرده و از آن زمان تاکنون هرگز به کشور بازنگشته است؛ بنابراین نه ارتباط مستقیمی با جامعه ایران داشته و نه توانسته پایگاه سیاسی مؤثری در داخل کشور ایجاد کند. کریاکو فعالیت رسانهای پهلوی را پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، به شدت به باد انتقاد میگیرد و میگوید که چگونه او در مصاحبهها و پادکستهای مختلف خود از ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی و «آزادی مردم ایران» سخن میگوید و همزمان خواهان بمباران سرزمینی میشود که خود را به عنوان گزینهای برای رهبری آینده آن معرفی میکند؟ کریاکو این مواضع را فاقد هرگونه پشتوانه عقلی و قابل دفاع توصیف میکند.
این افسر اطلاعاتی با لحنی تمسخرآمیز میگوید: «اگر رضا پهلوی به ایران بازگردد، حتی از هواپیما تا ترمینال فرودگاه جان سالم به در نخواهد برد»، زیرا به عقیده او جامعه ایرانی از پهلوی نفرت دارد. نتیجهگیری او از این وضعیت آن است که که رضا پهلوی نه در شرایط فعلی و نه در هیچ سناریوی دیگری، بازیگر مؤثری در معادلات سیاسی ایران نخواهد بود و تصور تبدیل شدن او به رهبر آینده ایران را کاملاً غیرواقعبینانه ارزیابی میکند.شبکه حامیان او در خارج و نه در داخل ایران، قرار دارند؛ او در آینده ایران هیچ نقشی نداردجان کریاکو در ادامه به شبکه حامیان رضا پهلوی میپردازد و توضیح میدهد که پشتوانه سیاسی او نه در داخل ایران، بلکه در خارج از کشور قرار دارد. به گفته او، رضا پهلوی از حمایت صهیونیسم، بخشی از جامعه صهیونیستهای آمریکایی، جناح جنگطلب حزب جمهوریخواه و همچنین بخشی از ایرانیان ثروتمند مقیم آمریکا، بهویژه جامعه ایرانیان جنوب کالیفرنیا، برخوردار است. کریاکو با اشاره به محل زندگی رضا پهلوی در خانهای مجلل در پوتوماکِ ایالت مریلند، نزدیک واشنگتن دیسی، استدلال میکند که حتی این حمایتهای سیاسی و مالی هم نتوانستهاند او را به یک «بازیگر واقعی» در معادلات ایران تبدیل کنند. بر اساس ارزیابیهای این کارشناس امنیتی باسابقه، برجسته شدن نام رضا پهلوی پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و حضورش در پادکستها و رسانههای مختلف، ناشی از نفوذ یا محبوبیت او در داخل کشور نیست، بلکه نتیجه حمایت جریانهایی است که به دنبال فروپاشی حکمرانی در ایران هستند.
کریاکو بر همین اساس نتیجه میگیرد که پشتیبانی خارجی، حتی اگر گسترده باشد، نمیتواند جایگزین مشروعیت و پایگاه اجتماعی در داخل ایران شود و به همین دلیل رضا پهلوی فاقد ظرفیت لازم برای ایفای نقش تعیینکننده در آینده سیاسی ایران است.معرفی رضا پهلوی به عنوان رهبر، با استهزاء و خشم عموم ایرانیان مواجه شده استکریاکو سپس با اتکا بر یک رویکرد روانشناختی به تشریح نتایج تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران میپردازد. او استدلال میکند که این حملات نهتنها موجب فروپاشی انسجام داخلی نشد، بلکه احساس همبستگی ملی را در میان ایرانیان تقویت کرد. او بر اساس تجربیات میدان خود توضیح میدهد هنگامی که یک کشور هدف حمله خارجی قرار میگیرد و رهبران مذهبی، مقامات ارشد حکومتی، فرماندهان نظامی، دانشمندان هستهای و حتی غیرنظامیان کشته میشوند، مردم مهاجمان را «آزادکننده» تلقی نمیکنند، بلکه آنان را عامل تجاوز میدانند. کریاکو میگوید بسیار مضحک است که کسی فکر کند میتوان یک کشور را بمباران کرد و سپس فردی مورد حمایت جریانهای خارجی را بهعنوان ناجی آن مردم معرفی نمود. این رویکرد از نظر سیاسی و روانشناختی غیرعقلانیست. او نتیجه میگیرد که جنگ، برخلاف انتظار حامیان تغییر نظام، موجب افزایش حس میهندوستی و همگرایی جامعه ایران شده و در چنین فضایی، معرفی شخصیتی مانند رضا پهلوی بهعنوان رهبر آینده ایران، با خشم مضاعف و استهزاء عمومی مواجه شد.
پدر رضا پهلوی، یک دیکتاتور خونریز و قاتل بودکریاکو همچنین تحقیقات مفصلی در باب پیشینه حکمرانی پدر رضا پهلوی انجام داده و بر اساس این تحقیقات استدلال میکند که محمدرضا پهلوی صرفاً بر اثر یک بحران سیاسی از قدرت کنار نرفت، بلکه حکومت او به دلیل ماهیت استبدادی و سرکوبگرانه سقوط کرد. این افسر آمریکایی با توصیف شاه بهعنوان «یک دیکتاتور خونریز و قاتل» مدعی میشود که مردم ایران از سرکوب، بازداشتها و خشونتهای ساواک به ستوه آمده بودند و همین نارضایتی گسترده، زمینه انقلاب ۱۳۵۷ را فراهم کرد. بر اساس این استدلال، او نتیجه میگیرد که بازگرداندن فرزند چنین شاهی به قدرت، آنهم با حمایت همان دولتهای خارجی که حامی اقدامات آن شاه بودند، از نظر تاریخی و سیاسی هیچ مبنای مشروعی ندارد و به ایین دلیل هم میتوان قبول کرد که رضا پهلوی هیچ نقشی در ایران نمیتواند داشته باشد.جمهوری اسلامی از هر زمان دیگری در تاریخ خود، نیرومندتر و مستحکمتر استکریاکو در نهایت با پخش کردن بخشیهایی از مصاحبه اخیر رضا پهلوی با رویترز، میکوشد ارزیابیهای روانشناختی و تحلیلی خود را از این فرد، به صورتی ملموستر تشریح کند. او توضیح میدهد که ارزیابی رضا پهلوی از ضعیف بودن جمهوری اسلامی، یک ارزیابی باطل و متکی بر کلیشههای اسرائیلی است. کریاکو سپس به تاریخ ارجاع داده و میگوید اگر قرار باشد از دورهای بهعنوان زمان ضعف جمهوری اسلامی ایران یاد شود، فقط میتوان به سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ اشاره کرد که کشور با بیثباتی شدید سیاسی، جابهجایی مکرر رؤسای جمهور، ترورها، انفجارها، بازداشتها و جنگ مواجه بود. با این حال، همه این چالشها را پشتسر گذاشت و از جنگ نیز با پیروزی عبور کرد.
کریاکو تأکید میکند شرایط کنونی جمهوری اسلامی، به هیچوجه از ضعف حکایت نمیکند و ساختار حکمرانی در ایران، از هرزمانی در تاریخ این کشور، مستحکمتر و منسجمتر است.