پیام خوزستان - صبا / در «بامداد خمار» همه شخصیتهای اثرگذار در مرکز قاب ایستادهاند؛ گاهی دایه، دده، فیروز و حالا طاووس، همان آدمهای بهظاهر فرعیاند که با حضورشان جهان قصه را کامل میکنند و رد تصمیمها و رفتارهایشان، بیش از آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، بر مسیر داستان اثر میگذارد.
گاهی آنکه گوشه قاب ایستاده، بیشتر از آنچه فکر میکنیم در سرنوشت آدمهای اصلی سهم دارد. در سریال «بامداد خمار»، نقش هایی مانند دایه، دده، فیروز و حالا طاووس، از همین آدمها هستند؛ شخصیتهایی که شاید نامشان در مرکز قصه نباشد، اما اگر نباشند، چیزی از جهان داستان کم میشود.
مرجانه گلچین در نقش دایه فقط محرم راز محبوبه نیست؛ چشم و گوش خانهایست که خیلی از حرفها در آن گفته نمیشود. میان اندرونی و بیرون رفتوآمد میکند، خبر میآورد، خبر میبرد و گاهی یک جملهاش میتواند مسیر یک اتفاق را عوض کند.
«دده» با بازی بهنوش بختیاری، جنس دیگری از حضور را به خانه بصیرالملک میآورد؛ پرجنبوجوش، بیپرده و همیشه حاضر در دل ماجرا. حضوری که فقط برای رنگولعاب دادن به قصه نیست؛ او بخشی از ضربان زندگی در این خانه است.
«فیروز» هم فقط درشکهچی خانواده نیست. او و دده، کنار دایه، بخشی از جهانی را میسازند که زندگی شخصیتهای اصلی درون آن جریان دارد؛ جهانی که بدون آدمهای بهظاهر حاشیهای، باورپذیر نمیشود.
و «طاووس»؛ شخصیتی که هرچه قصه جلوتر میرود، بیشتر از حاشیه فاصله میگیرد. حالا دیگر حضور او فقط مکمل یک ماجرا نیست و میتوان رد تصمیمها و اتفاقات پیرامونش را در مسیر داستان دید.
شاید جذابیت این شخصیتها همینجاست؛ در حاشیهاند، اما بیاهمیت نیستند. فرعیاند، اما حذفشدنی نیستند. چون یک قصه خوب فقط با آدمهای اولش ساخته نمیشود؛ گاهی کسانی که گوشه قاب ایستادهاند، همانهایی هستند که به قاب جان میدهند. «بامداد خمار» این روزها با فصل دوم، از شیدا منتشر میشود.