پیام خوزستان

آخرين مطالب

آبادان نیوز: رسانه مستقل؛ بستر مطالبه‌گری است مقالات

  بزرگنمايي:

پیام خوزستان - اهواز - سایت خبری آبادان نیوز  مطلبی با نام " رسانه مستقل؛ بستر مطالبه‌گری" به قلم مینا میرسیوندی منتشر کرد.
در حالی که مطالبه‌گری به عنوان یکی از پایه‌های توسعه همه جانبه و پایدار در جوامع امروزی پذیرفته شده، اما این موضوع درکشور ما با موانعی مواجه است که تغییر نگاه آموزشی و کارکردهای رسانه‌ای می‌تواند در برون رفت از این وضعیت مؤثر باشد.واژه مطالبه‌گری هر چند در لغت معنایی هم‌وزن درخواست و بازخواست دارد اما به نظارت همگانی بر امور حکومتی و مسئولان و پیگیری حقوق شهروندی وشیوه دستیابی به آن نیز اشاره دارد.
هر چند در قوانین و بخشنامه‌های سیاسی و اداری کشور مانند حقوق شهروندی برای مطالبه‌گری شهروندان جایگاه ویژه‌ای قائل شده، اما ضعف و فقرشناخت مطالبه‌گری و شیوه‌های اجرا، این مقوله را به یکی از معضل‌های اصلی جامعه ایرانی تبدیل کرده است. نبود مطالبه‌گری و آگاهی نداشتن از روش پیگیری آن، ضمن به وجود آوردن آسیب‌ها، انحراف‌ها و کاهش نشاط و مشارکت در جامعه، گاهی باعث می‌شود شیوه‌های غلط ابراز مطالبات و خواسته‌های به‌حق به بیراهه رود و عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد.
دوهفته‌نامه «سلام آبادان» به علت حساسیت و اهمیت موضوع مطالبه‌گری و لزوم توجه جدی همه گروه‌های اجتماعی به این مقوله و رسالت نخبگان و اصحاب رسانه، میزگردی با حضور سه نفر از صاحب‌نظران حوزه رسانه و یک فعال حوزه اجتماعی سیاسی برگزار کرد و به بررسی اهمیت مطالبه‌گری و نقش رسانه در بازتاب آن پرداخت.
در این میزگرد تلاش شد اهمیت نقد و مطالبه‌گری‌ مورد بررسی قرار گیرد و موانع این مهم مورد واکاوی واقع شود. در این میزگرد آقایان «محمود تیلا» مدیرمسئول دوهفته‌نامه «سلام آبادان»؛ «محمد مرادی» و «حسین دلیر» مدیرمسئول و سردبیر هفته‌نامه «اروند آزاد» از فعالان باسابقه حوزه رسانه در منطقه و همچنین «علمدار کاظمی» فعال سیاسی و اجتماعی حضور داشتند و به ابراز دیدگاه در مورد محورهای این میزگرد پرداختند.
تعریف مطالبه‌گر و مطالبه‌خواه
علمدار کاظمی: قصد این جلسه ورود به حوزه مطالبه‌گری در جامعه امروز آبادان، یعنی واژگان و اصطلاحی که مدت‌هاست خصوصا در فضای مجازی در حال گردش و چرخش بین عامه، جامعه نخبگان، رسانه، جامعه بازار و... است بوده. این روزها تمامی اقشار جامعه کلمه مطالبه‌گری و مطالبه‌گر را بر زبانشان دارند. اگر به فضای مجازی رجوع کنیم با گروه‌های متعددی مواجه می‌شویم که ابتدای نامشان صفت مطالبه‌گری است و خودشان را به عنوان مطالبه‌گر معرفی می‌کنند و بنا به ادعایشان به دنبال تامین خواسته‌های مردم هستند. یعنی پیگیری آنچه مردم در جامعه به عنوان نیازها و مطالبات اولیه‌شان اعم از نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امثالهم به دنبالش هستند؛ این گروه‌ها می‌خواهند بخشی از این مردم را در رسیدن به آن اهداف و خواسته‌ها، نمایندگی کنند.
اما قبل از ورود به این بحث، کوتاه اشاره کنم که مطالبه یک امر ذاتی است و فی‌نفسه در نهاد هر بشری وجود دارد. در جامعه امروز این مطالبه‌گری خودش را به انحای مختلف و در حوزه‌های مختلف نشان داده اما چیزی که ما در این سال‌ها از آن فاصله گرفتیم و فکر می‌کنم در اصل 27 قانون اساسی این حق برای مردم لحاظ شده، این است که آزادی اجتماعات بدون حمل سلاح در صورتی که نافی اسلام و منافع ملی نباشد در قالب اجتماعات و اعتراضات مدنی، مجاز اعلام شده اما متاسفانه تاکنون این امر مغفول مانده بود و در این یکی دو سال اخیر به صورت عملی می‌بینیم که دولت و حاکمیت با این موضوع تقریبا کنار آمده‌اند و آن را به رسمیت شناخته‌اند و تا حدودی به منصه ظهور رسیده است.
در واقع به علت مغفول ماندن موضوع مطالبه که می‌تواند به صورت خیلی شفاف‌تر و علنی‌تر در اجتماعات مردمی بروز کند و مطالبه را از آن مسئول و مدیر مربوطه بخواهد به فضای مجازی کشیده شده و به نوعی این مطالبه‌گری تبدیل به آفتی برای جامعه شده است! به همین دلیل از این جای بحث من با ادای واژگان «مطالبه‌گری» مخالفم و با استفاده از واژگان «مطالبه خواهی» موافق؛ چرا که آن قبلی به شدت لوث شده و پسوند «گر» هم می‌شود گفت به نوعی دکان‌داری بدل گشته. بسیاری از این گروه‌های تشکیل شده به نام مطالبه‌گر به نوعی با مصلحت اندیشی، فضایی برای دفاع از بعضی مدیران و مسئولانی ایجاد کرده‌اند که از سوی عده‌ای مورد نقد هستند و این رفتار انحراف و سرکوبی است در مسیر مطالبه‌گری یا مطالبه خواهی.
حال در چنین شرایطی وظیفه ما این است که با شفاف‌سازی در جامعه و آموزش به مردم و جامعه‌ی هدف، اعلام کنیم که این افراد چه کسانی هستند و در راستای چه اهدافی گام برمی‌دارند و مسیر را از جریان اصلی خودش خارج می‌کنند.
محمد مرادی: بحث مطالبه شخصی و مطالبه اجتماعی در این میان وجود دارد. گاهی فردی یک مطالبه شخصی دارد و به مسئولی مراجعه می‌کند که این یک بخش از مطالبات است؛ بخش دیگر مطالبات اجتماعی است که برای مردم و جامعه درخواستی داشته باشیم.
این دو نوع مطالبه باید به شکلی مشخص از هم تفکیک شوند. آنجایی که بحث در خصوص مطالبه‌گری و مطالبه خواهی داریم، پیرو صحبت‌های قبلی جناب کاظمی، نکته‌ای وجود دارد که ترکیب مطالبه و خواهی که از «خواستن» می‌آیند وقتی کنار هم قرار می‌گیرند به لحاظ ادبی ترکیب خوبی به ما نمی‌دهد.
اگر ما نسبت به کلمه مطالبه‌گری معترض هستیم، به نظرم باید در ادامه بحث تفکیکی بین عده‌ای که مطالبه‌ی شخصی دارند و عده‌ای که مطالبه‌شان اجتماعی است قائل شویم و نه بخواهیم اساسا در ترکیب واژگان دخل و تصرفی داشته باشیم، این‌گونه شاید بحث کمی روشن‌تر شود.
محمود تیلا: در تکمیل عرایض آقای کاظمی دقیقا ما با دو شیوه مطالبه‌گری روبه‌رو هستیم که یکی همان فردی و غیر رسمی است و دومی رسمی و ساختار یافته که وظیفه‌ی ما به عنوان رسانه است که فرق بین این دو را به دیگران نشان دهیم. چرا که بخش قابل توجهی از مخاطبان عامه مردم هستند که نه با واژگان و نه با تولید محتوا در فضای مجازی زیاد آشنا نیستند.
البته نظر من این است که این تفاوت اگر بخواهد رسمی و ساختار یافته انجام شود، نباید فقط از کانال فضای مجازی بگذرد. ما در این میان کانال‌های رسمی‌تری هم داریم. می‌توان این مطالبات را از طریق سازمان‌های مردم نهاد (سمن)ها پیگیری کرد چرا که وقتی دولت‌ها نمی‌توانند در خصوص موضوعاتی ورود کنند یا ناقص ورود می‌کنند آنجاست که مطالبه‌گران واقعی به شکل ساختارمند و تشکل یافته که اهداف و راهبرد در آن کاملا مشخص است و هم روش‌ها و نحوه دست‌یابی، می‌بایست ورود می‌کنند. این موضوعی است که در نهایت همه باید به آن پایبند باشند.
در تمام جوامع مترقی نیز مطالبه‌گری واقعی فقط از طریق سازمان‌های مردم نهاد انجام می‌شود وگرنه از طریق یک گروه که چهار نفر ادمین و یک عده از مردم در آن عضو می‌شوند و در نهایت هم تنها کاری که نمی‌کنند مطالبه‌گری است، این مهم اتفاق نمی‌افتد. چون اکثر این گروه‌ها را رصد می‌کنم متوجه شده‌ام متاسفانه همان‌گونه که ما «نشریات زرد» داریم «گروه‌های فضای مجازی زرد» هم داریم یعنی یک جاهایی شاهدیم این فضاها فرصتی است برای عقده‌گشایی بعضی افراد!
اگر ما به دنبال مطالبه‌گری به‌حق باشیم که یک فرهنگ عمومی است، باید بتوانیم شهروندانی ناظر و آگاه به حقوق شهروندی از دل این مطالبه‌گری استخراج کنیم.
به عنوان مثال خیلی‌ها برایشان در حوزه نقد این سؤال است که چه اتفاقی افتاده بعد از سی و اندی سال که از پایان جنگ می‌گذرد و با اختصاص بودجه‌ها و اعتبارات هنگفت هنوز این منطقه توسعه نیافته است؟ بر اساس آمارهای اعلام شده آبادان با توجه به جمعیت کنونی‌اش یکی از بالاترین آمارها در سطح استان از نظر وجود تشکل‌های غیر دولتی (سمن) را دارد.
اما این فقط یک آمار کمی است نه کیفی و عملا این تعداد از تشکل‌ها نتوانسته‌اند رسالت خود را انجام دهند و پاسخگوی همان سؤالی باشند که منتقدان مطرح می‌کنند. در واقع افرادی باید مطالبه‌گر باشند که با الفبای این مقوله آشنا باشند وگرنه پاسخگویی یک مسئول در فضای مجازی نسبت به نقدها بیشتر پاسخگویی از سر ترس است تا پاسخگویی مسئولانه.
همه مباحث باید در فضای رسمی و ساختار یافته عنوان شود. تا زمانی که این امر به صورت علمی و عالمانه صورت نگیرد به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. به عبارت دیگر افزایش کمّی متضمن تولید محتوای کیفی نیست و باید دید تکثر فضای مجازی به دست اهالی آن است یا نه که باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. ما به نقد تاثیرگذار و دلسوزانه نیاز داریم همراه با راهکارهای آگاهی‌بخش.
حسین دلیر: اگر چنین نشست‌هایی به طور منظم برگزار شود و به طرح مباحث نظری حوزه رسانه، ارتباطات و جامعه ورود کنیم قطعا نتیجه بهتری در این زمینه خواهیم گرفت. قصد دارم بیشتر به بحث تئوری وارد شوم. بنا به واژه‌گزینی آقای کاظمی و انتخاب واژه‌ی «مطالبه خواهی» به جای مطالبه‌گری، باید این‌گونه بگوییم که هنر مطالبه‌خواهی گسترش گفت‌وگوهای جدی و مفید و کارشناسانه است.
در واقع باید بدانیم این مقوله چه میزان توانسته در فضای مجازی و غیر رسمی رخ خودش را به صورتی کیفی و مفید بروز دهد. اساسا طرح هر نوع مطالبه و نقد