پیام خوزستان

آخرين مطالب

گزارشی از حال و هوای این روزهای شلمچه + فیلم؛

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد مقالات

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد
  بزرگنمايي:

پیام خوزستان - شلمچه- اینجا در مرز عاشقی‌ها از دیرباز حتی از شهریور 59 که آتش جنگ زبانه کشید تا همین امروز اوضاع همین است و عزم رفتن بی هراس جان، چیزی است که در هر دو دوران مشترک است.

 مرز شلمچه این روزها تکاپویی دوچندان یافته است. ردیف ردیف ماشین می‌آید و ترافیک‌های روان شلمچه از رونق سالیانه‌اش خبر می‌دهد. هرسال همین موقع این‌طور می‌شود، می‌آیند که بروند.
در این روزها گذرگاه شلمچه محلی برای تلاقی دل‌های عاشق و دلداده می‌شود. این بار اما فضا التهابی دیگر دارد. آفتاب تند و شرجی بخشی از داستان است. اینجا التهاب را نه در صورت‌های گر گرفته که در دل‌های مشتاق می‌توان دید.
باد هر از چند گاهی خودنمایی می‌کند تا روحی تازه به فضا ببخشد. صدای پیرمردی طنین می‌اندازد، «هله بل زوار». اینجا و این موقع از سال هیچ فرقی نمی‌کند با چه زبانی خوش‌آمد بگویی همه می‌دانند محتوای سخنت نمی‌تواند جز خوش‌آمد و آرزوی سفر امن باشد.
مه مهربانی
در گرماگرم زیارت و آمدوشد زائران، مواکب شلمچه به مه پاش های مسیر قانع نشده‌اند، مه پاش های ابتکاری علم کرده‌اند و اگر این هم نباشد گلاب‌پاش‌ها را رو می‌کنند تا برای خنکی استفاده شوند، مبادا گرما طاقتی را طاق کند.


محمود یکی از مأموران گلاب‌پاشی است. خودش که می‌گوید آب است، گلاب نیست. خنده ریزی تحویل می‌دهد و می‌گوید: یکی دو قطره گلاب قاطی آب کردیم تا هوا عوض شد.
عرق از رگه‌های موهای سفید شقیقه‌اش جاری است. ادعا می‌کند گرما را حس نمی‌کند. تند و تند میان زائران می‌رود و اهرم مخزن فلزی‌اش را فشار می‌دهد و دایره‌ای آبپاش می‌شود.
از ذوق و شوقش می‌گوید. از اینکه روزی‌اش این روزها اینجاست و خدایش روزی‌اش را در دست‌های مولایش حسین(ع) گذاشته است.
حاجتی ندارد. مکث می‌کند، کمی بیشتر که فکر می‌کند، می‌گوید: آرزو دارم، مگر می‌شود آرزو نداشته باشم اما این کار را برای حاجت‌روایی انجام نمی‌دهم همین‌که اهل‌بیت (ع) از من راضی باشند برایم دنیایی ارزش دارد.

وقت بیشتری برای حرف زدن ندارد. ظهر است و وظیفه‌اش این وقت روز سنگین‌تر می‌شود. باید هوای را مطبوع کند.
طعم شیرین اطعام
دست‌هایش را باز و صدایش را بلند می‌کند و می‌گوید «غذا حاضر است، بفرمایید». جوری می‌ایستد که از هر طرف بخواهی گذر کنی با او برخورد داشته باشی. برایش مهم نیست صف غذا تا نزدیکی جاده رسیده است. مهم این است که زائری گرسنه نماند.
ظهر است و نزدیک اذان، زائر نباید گرسنه بماند! این بند اول کتاب نانوشته قانون مواکب خدمات رسان شلمچه است. هرکس به نحوی میزبانی می‌کند مبادا زائری بدون صرف وعده‌غذا از مرز گذر کند. به فاصله مردهایی به چشم می‌خورند که مأموریتشان در این وقت روز تنها فراخواندن زائران به سفره‌هایشان است.
سر صف‌ها اما همه هستند از هر زبان و گویشی، با هر نوع پوششی. خادمان هر کدام به کاری مشغولند. پیرمردی در پیشخوان ایستاده به هر نفر یک‌لقمه می‌دهد و یک نارنگی. کمی آن‌طرف‌تر دستگاه‌های یخمک سازی کار می‌کنند. یخ در بهشت پیش کش ظهرهای شلمچه به بزرگ و کوچک است.
مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی‌کند.
فایل آن‌را از اینجا دانلود کنید: video/mp4
مهدی یکی از خدام است. می‌گوید: «این دستگاه مغازه یک بنده خدایی است که این روزها اینجاست. ما شربت درست می‌کنیم و یخ دربهشت تحویل می‌دهیم. در این هوا می‌چسبد».
آرزوی دیرین یک بوسه
در صف غذا پیرزنی با فاصله از جمعیت ایستاده است. خادمی مرتب سراغش می‌رود و از احتیاجش می‌پرسد. اسمش مریم است. نه نه و بی‌بی هم ندارد. یک کلمه است، مریم.
مریم از کرمان با ویلچرش آمده. می‌گوید در سن 70 سالگی اولین بار است که راهی کربلا می‌شود. از پس گوش‌های سنگین و چشم‌های کم‌سویش اگر متوجه شود که از حس و حالش می‌پرسی یک جمله پاسخت را می‌دهد، «می‌خواهم بروم زیارت».
از لبخند این چهره آفتاب‌سوخته تنها می‌توانی بفهمی که مشتاق است. دلیلش را که می‌پرسی می‌گوید.«می‌خواهم ضریح امام حسین(ع) را ببوسم، می‌خواهم ضریح عباس را ببوسم».
نشانه‌ای برای ظهور
نقطه اشتراک مریم بانو و آقا ابراهیم یک ویلچر است. ابراهیم کشاورزی از استان فارس به شلمچه آمده تا برای پنجمین بار با ویلچرش مسیر پیاده‌رویی اربعین را طی کند.

شلمچه را خوب می‌شناسد. هنوز تصویر آن زمانی که نوجوانی 14 ساله بود و به اینجا آمد را به‌وضوح به خاطر دارد. بحبوحه جنگ بود و او می‌خواست جنگاور باشد. آن موقع هم مثل امروز هیچ‌چیز نه دوری راه و نه گرمی هوا مانعش نشد.
برایش تعجب دیگران از سفر امثال او با این وضعیت عجیب است. «مشکلی نیست. سخت نیست» تنها پاسخ‌های او برای سؤال‌های این‌چنینی است. در ادامه به جمعیتی که جلو گیت‌های تجمع کرده‌اند اشاره می‌کند. جمعیتی که به بیشتر از چند صد نفر می‌رسد. می‌گوید: به نظر شما این جمعیت را گرما فراری می‌دهد؟
برای چند لحظه خاطرات دوران جبهه‌اش را به خاطر می‌آورد، آن موقع ها که بعد از عملیات کربلای 5 دیگر نتوانست روی پاهایش بایستد. کمی که می‌گذرد با لبخندی همیشگی‌اش به امروز برمی‌گردد و می‌گوید: آن وقع به مخیله کسی خطور نمی‌کرد که بعد از هشت سال جنگ بدون درگیری بتوان وارد کشور مهاجم شد و دشمنان جانی دیروز برداران امروز شوند که از جان و مالشان برای ما هزینه می‌کنند.
او همه این‌ها را معجزه امام حسین (ع) می‌داند و حسین بن علی (ع) را بزرگ‌ترین معجزه پروردگار. او معتقد است این اجتماع میلیونی که حاصل تجمع ملت‌ها اعم از مسلمان و غیرمسلمان بر سر آرمان مشترک است، مقدمه ای است برای ظهور امام عصر (عج).

ابراهیم می‌رود و می‌شود یکی از حدود 80 هزار زائری که از مرز شلمچه راهی عراق شدند تا در بزرگ‌ترین مانور عالم تشیع شرکت کند.
اینجا وزش باد شدت گرفته و آخرین تصویر زائران راهی از مرز عاشقی، پرچم‌ها و بیرق‌های حسینی است که در باد خوش‌رقصی می‌کنند تا بروند و بازگردند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

پشت پرده دست و پا زدن ضد انقلاب برای ناآرام نشان دادن "ماهشهر"

تعلل 2 ساله در ترخیص خودروهای معطل مانده در گمرک خرمشهر

اتفاقات اخیر را چگونه تحلیل کنیم

این داروهای کُشنده را مصرف نکنید!

نفس تنگ آبادان در زیر بار انبوه زباله ها

دریافت 172 مقاله در همایش ملی" سیلاب اگر تکرار شود"

عجایب مدیریتی در خوزستان/ مدیرکلی که همزمان معاون استاندار است

فریادهای زاگرس برای حفظ سرمایه ملی

سرنوشت نخل های تشنه بر «لب کارون»

کاهش تمایل فرزندآوری خوزستانی‌ها در سایه چالش های اقتصادی- اجتماعی

تعطیلی پروژه‌های عمرانی و بلاتکلیفی کارگران برای دریافت بیمه بیکاری

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود؛ 12سال از مرگ قیصر گذشت

داستان میراحمد غریبی‌های ایذه و کابوس رانش زمین ادامه‌ دارد

ابهام درباره سرنوشت وثیقه سرمایه گذاران تاسیس جایگاه‌های سوخت

حالا نوبت شماست...

خاطره سیل در خوزستان فراموش شده است

هرس کونوکارپوس‌ها برای جلوگیری از تنگی نفس پاییزه در خوزستان

مانور دلدادگی در مرز عاشقی/ ماجرای رویایی که مثل سابق نیست

در میان ناآرامی ها هم آرام می گیریم/ اربعین امتحانی برای شیعیان

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد

حال و هوای زائران اربعین حسینی در پایانه مرزی چذابه

ریه های خوزستان باز هم خاکستری شد

خیمه های پذیرایی از زائران اربعین حسینی در مرز چذابه برپا شد

مرگ رویای کارون

مشکلات بهداشتی و سلامت مردم اهواز و روی سیاه فاضلاب

مسئولان به بهانه اربعین خدمت به ارباب رجوع را رها نکنند

خطر عفونی‌ها بیخ گوش کلان‌شهرها/ مطب‌هایی که شهر را بیمار کردند

چرا کارت‌خوان برخی پزشکان همیشه قطع است؟

به خاطر قلب‌تان، به کسی که دوستش دارید یک قول بدهید

داستان مبهم هیام از تولد تا فلج مغزی

وقوع 30 سیلاب در سال آبی گذشته در خوزستان

سردار منجزی، جانباز گتوندی که درس شهادت را هم پاس کرد

سه طرح انتقال آب از کارون دوباره به جریان افتاد

31 شهریور تاریخی برای دو سالگرد

"کوی مشعلی"، سرگردان بین اهواز و کوت‌عبدالله

دانه برفی‌ام اما پرتوان...

مسایل جدی و بنیادین اندیشه سیاسی در یک کتاب

کودکانه های مسجد صاحب الزمان(عج) اهواز/ جایی برای کودکان هست

راه‌اندازی پویش محیط زیستی «محرم شهر پاک» در خوزستان

آسیب شناسی موضوع تکدی گری و اعتیاد در آبادان الزامی است

مسجدی از متروکه شدن تا احیا/ کهن‌سال‌ترین هیئت‌امنا 31 ساله است

از فال و شیشه‌شو تا بازی و درس...

چند نکته بهداشتی برای فصل بستنی‌های رنگارنگ

کنگره ملی حضرت دانیال نبی(ع) برگزار می شود

اسب خوزستان گمشده ای در گرد و غبار

مقاله‌نویسان برای قصه‌گویی دست به‌قلم می‌شوند

بندر صیادی آبادان بعد از 8 سال 25 درصد پیشرفت دارد

حضور نامزدهای انتخاباتی خوزستان از عمق سیلاب تا کانون زلزله

مرگ نوجوان 13 ساله دهدزی در نتیجه نبود راه دسترسی

درباره کم و زیاد دمای اهواز، گرمترین منطقه مسکونی دنیا